قادر حيدرى فسايى
95
شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )
3 ) بعضى از امور ، اختلافى است . مثل شرط ماهيت . دربارهء شرط ماهيت دو نظريه است : الف ) نظريه منسوب به مرحوم وحيد بهبهانى : شرط ماهيت در تسميه دخالت ندارد . يعنى انتفاء آن مخلّ به تسميه نيست و لذا مرحوم وحيد در اجزاء ، صحيحى و در شرائط ، اعمى است . ب ) نظريه مصنف : شرط ماهيت در تسميه دخالت دارد . يعنى انتفاء آن مخلّ به تسميه است . چون الفاظ عبادات براى قدر جامعى وضعشده كه داراى آثار و خواص مىباشد و بديهى است كه چنين قدر جامعى بدون جميع اجزاء و شرائط محقق نمىشود . « 1 » قوله : الحادى عشر . [ امر يازدهم : مشترك لفظى ] دربارهء مشترك لفظى چهار نظريه وجود دارد : « 2 » 1 ) نظريهء مصنف : مشترك لفظى علاوهبر اينكه امكان وقوعى دارد ( وقوع آن مستلزم محال نيست ) واقع نيز شده است ، به سه دليل : الف ) نقل اهل لغت . يعنى اهل لغت الفاظى را نقل كردهاند كه داراى دو معناى حقيقى يا بيشتر مىباشند . مثل قرء للطهر و الحيض و مثل عين للنابعة و غيرها . ب ) تبادر دو معنى يا بيشتر از يك لفظ . ج ) عدم صحت سلب لفظ از دو معنى يا بيشتر . و عدم صحت سلب مثل تبادر علامت حقيقت بودن اين معانى است . 2 ) نظريه بعضى : مشترك لفظى استحاله وقوعى دارد يعنى وقوع آن مستلزم محال است .
--> ( 1 ) - مناسب بود كه كيفيت بحث به اينگونه باشد كه آيا اتصاف به صحت و فساد در مرحلهء مسمى ، به اعتبار خصوص اجزاء خارجيّة است و يا اعم از اجزاء خارجيه و ذهنيه ( شروط ) ؟ در مقام ، وجوه و بلكه اقوالى وجود دارد . بعضى ( مثل مرحوم شيخ طبق آنچه كه در تقريرات به ايشان نسبت داده شده است ) قائل به قول اول و بعضى ( مثل مرحوم مصنف ) قائل به قول دوم و بعضى ( مثل مرحوم وحيد ) قائل به تفصيل مىباشند . و برفرض پذيرش قول دوم ، آيا مطلق الشروط داخل در نزاع مىباشد . و يا بعض الشروط ؟ مطارح الانظار ، ص 17 ؛ فوائد الاصول ، محقق نائينى ، ج 1 ، ص 60 . ( 2 ) - مفاتيح الاصول ، ص 23 .